جورج جرداق ( مترجم : حجازى )

28

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )

دارند مى توانند به آن برسند و كام جان را شيرين كنند و من نمى دانم اين كلمه چيست زيرا قرآن مى گويد اگر همهء درختها قلم شوند و آب درياها مركب گردند نتوانند مفاهيم كلمات خدا را بنگارند . پس محمد ( ص ) كلمه الله است ، بى پايان است و بشناخت و ستايش ما نمى آيد ، زيرا پديده‌اى الهى است و معنوى و روحانى و ما ورائى كه از آسمان پيغام آورده و هم كلام خدا شده و بزرگترين و والاترين و ارزنده‌ترين آفريدهء خدا بوده كه صفات خدائى را در خود تجلى داده و اكنونهم زنده است و بر اعمال ما گواه است و اشرف كائناتست و خلاصهء ممكنات و جوهر وجود و چهرهء خدا و من نمى دانم كه چيست و تو هم نمى دانى و خدا داند و على داند كه پيامبر خودش فرمود يا على كسى مرا جز تو و خدا ، بحقيقت نشناخت . و ديگر آنكه محمد ( ص ) نور است يعنى روشنائى و روشنگرى كه تاريكيهاى جهل و سفه و شرك را درهم مى درد و ظلمات طاغوتى را درهم مى نوردد و جهانرا روشن مىكند ، خدا او را چراغ روشن معرفى كرده و على هم نور ساطع و ضياء لامع و اختر تابانش گفته است و اين را بايد بدانيم ، كه خدا خودش نور است و بگفتهء قرآن كريم ، اين نور را در چراغ بلورين وجود پيامبر انعكاس داده است تا جهان و جهانيان روشن شوند و هر كس رو بسوى الله كند و از نور هدايت پيامبر فروغ گيرد و به ايمان گرايد دل و